شده است. اين سفري است خيالي، كه در آن شهبانو حقيقت از سراسر اروپا ديدار ميكند، همچنين از همهٴ نقاط شناختهشدهٴ آفريقا و آسيا. در آن عادات آن عصر توصيف شده و حاوي نصايح سياسي به شارل ششم پادشاه جوان فرانسه است.
5. انگلستان
ويكليف
عالم ديني و مصلح انگليسي ((ستارهٴ صبح نهضت اصلاح ديني)) (وفات: 1384).
جان ويكليف در حدود سال 1324 در نزديكي ريچموند يركشاير زاده شد (زيرا به هنگام مرگ شصت سال داشت). در آكسفورد تحصيل كرد. در حدود 1360 استاد مدرسهٴ باليول بود و كشيش بخش شد. در سال 1366 بهعنوان يكي از پيشنمازهاي شاه انتخاب شد؛ در سال 1372 دكتر الٰهيات شد؛ در سال 1374 يكي از مأموران انگليسي براي مذاكره با نمايندگان پاپ در بروژ بود.
احساسات ضد پاپي ويكليف در آغاز مانند بسياري از همميهنانش، ناشي از اصرار اوربانوس پنجم براي پرداخت پولي بود كه شاه جان در سال 1213 تعهد كرده بود. پس از سال1374 اين احساسات آگاهانه و شديدتر شد و او چندان پيش رفت كه پاپ (گرگوريوس يازدهم) را دجّال ناميد و پاپ پنج فتوا بر ضد او صادر كرد و دادگاهي براي محكوم ساختنش بهعنوان پيروي از كافراني چون مارسيلوي پادوايي و ژان ژاندوني ترتيب داد. اين دادگاه و بالاگرفتن شقاق بزرگ (كه ظاهراً ثابت ميكرد انتخاب پاپ از سوي خدا تأييد نشده است) ويكليف را به دشمن آشكار دستگاه پاپ و كليساي موجود تبديل كرد. در سال 1381 به آموزهٴ بنيادي كليسا در خصوص ((آيين قرباني مقدس))1 تاخت. شورش دهقانان كه درست در همان زمان (شايد تاحدي تحت تأثير موعظههاي ويكليف، ولي بهطور كلي به علل بسيار عميقتر، از قبيل علل اقتصادي و طاعون سياه) روي داد، كليساسالاري (اجتماعي و ديني) انگلستان را شديدتر بر ضد او برانگيخت.2 درشورايي كه سراسقف كانتربري در سال 1382 تشكيل داد،3 آيين او محكوم شد؛ كه موارد الحاد وي به اين شرح بود: 1) انكار (قلب ماهيت تبديل نان و شراب به جسم و خون مسيح)؛ 2) فقر رسولان4؛ 3) اقرار لفظي در لحظهٴ مرگ لازم نيست؛
1.Eucharist